Softestan Download Center | دانلود نرم افزارهای جدید Softestan Download Center | دانلود نرم افزارهای جدید - مطالب زنگ تفریح
Home
منوی کاربری


این سایت را به صفحات مورد علاقه تان اضافه کنید!     با ما تماس بگیرید!    Print This Page    Save This Page    این سایت را صفحه خانگی خودتان کنید!

 پیغام مدیر : مرا کسی نساخت، خدا ساخت، نه آنچنان که کسی می خواست که من کسی نداشتم. کسم خدا بود، کس بی کسان. در باغ بی برگی زادم و در ثروت فقر غنی گشتم و از چشمه ایمان سیراب شدم و در هوای دوست داشتن دم زدم و در آرزوی آزادی سر برداشتم و در بالای غرور قد کشیدم و از دانش طعامم دادند و از شعر شرابم نوشاندند و از مهر نوازشم کردند تا : حقیقت دینم شد و راه رفتنم و خیر حیاتم شد و کار ماندنم و زیبایی عشقم شد و بهانه زیستنم!
خداوندا : برای همسایه كه نان مرا ربود، نان !! برای عزیزانی كه قلب مرا شكستند، مهربانی !! برای كسانی كه روح مرا آزردند بخشش !! و برای خویشتن خویش ، آگاهی و عشق می طلبم...


زبان های دیگر سایت
ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه به زبان عربی ترجمه به زبان آلبانیایی ترجمه به زبان بلغاری ترجمه به زبان کاتالان ترجمه به زبان چینی
ترجمه به زبان چکی ترجمه به زبان دانمارکی ترجمه به زبان هلندی ترجمه به زبان استونیایی ترجمه به زبان فیلیپینی ترجمه به زبان فنلاندی
ترجمه به زبان آلمانی ترجمه به زبان یونانی ترجمه به زبان هندی ترجمه به زبان مجاری ترجمه به زبان اندونزیایی ترجمه به زبان ایتالیایی
ترجمه به زبان ژاپنی ترجمه به زبان کره‏ای ترجمه به زبان لاتویایی ترجمه به زبان لیتوانیایی ترجمه به زبان مالتی ترجمه به زبان لهستانی
ترجمه به زبان پرتغالی ترجمه به زبان رومانیایی ترجمه به زبان روسی ترجمه به زبان صربستانی ترجمه به زبان اسلواکیایی ترجمه به زبان اسلووِنیایی
ترجمه به زبان اسپانیایی ترجمه به زبان سوئدی ترجمه به زبان تایلندی ترجمه به زبان ترکی ترجمه به زبان اوکراینی ترجمه به زبان ویتنامی


  از این پس شما می‏توانید وب سایت سافتستان را علاوه بر زبان شیرین فارسی، با 36 زبان دیگر دنیا مشاهده کنید


طالع بینی سایت

نظرسنجی


شما که الان این جا هستی پسری یا دختر؟






آدرسهای ورود

یادم باشد با صدای یاسین


بازی آنلاین


عاشقانه


تبلیغات


کمک مالی به سایت
افزایش شمار بازدید کنندگان سایت و بالا رفتن حجم کار، هزینه های سنگینی را به ما تحمیل کرده که بدون همیاری شما هم میهنان مسئول، تامین آن برای ما میسر نیست. از این رو به پشتیبانی مالی شما نیازمندیم.

سایت دوستیابی لاوستان
بزرگترین سیستم دوستیابی كاملا فارسی و رایگان در ایران...امروز عضو شوید فردا دیر است

دكتر علی شریعتی
مجموعه ارزشمند و كم نظیر سخنرانی ها و كتاب های معلم شهید دكتر علی شریعتی با قیمتی باور نكردنی!!! این مجموعه فوق العاده را از دست ندهید

قابل توجه تمام دوستان
تبلیغ سایت یا وبلاگ شما در این محل با كمترین قیمت.
فقط با 3000 تومان در ماه.
این فرصت را از دست ندهید
softestan@gmail.com
«یاسین»

میلیونر شوید
با استفاده از اینترنت پولدار شوید
فقط كافیست طریقه اتصال به اینترنت را یاد داشته باشید و پس از آن میتوانید ماهیانه تا سقف 900 هزار تومان و بیشتر كسب درآمد كنید

هك و ضد هك
فروش 500 برنامه هك و ضد هك محصول 2010 با قیمتی باورنكردنی.دائمی كردن اكانت اینترنت.هك كردن تلفن و ضبط مكالمات.نفوذ به رایانه قربانی.هك آی دی بدون فرستادن فایل و...


نمایش مطالب در سایت شما

رادیو سافتستان



ساز شكسته


سینمای سایت


جستجو


Custom Search


تبلیغات


دست نوشته


خدایا کفر نمی‌گویم، پریشانم، چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. خداوندا! اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی لباس فقر پوشی غرورت را برای ‌تکه نانی ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ و شب آهسته و خسته تهی‌ دست و زبان بسته به سوی ‌خانه باز آیی زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر در روز گرما خیز تابستان تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری و قدری آن طرف‌تر عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد زمین و آسمان را کفر می‌گویی نمی‌گویی؟! خداوندا! اگر روزی‌ بشر گردی‌ ز حال بندگانت با خبر گردی‌ پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت. خداوندا تو مسئولی. خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…


صفحات سایت


  1  2  3  4  5  6  7  ...  

لینک به ما / لوگوی دوستان

لینک به ما



لوگوی دوستان




برای تبادل لوگو ابتدا لوگوی سافتستان را در سایت خود قرار داده سپس به مدیر سایت ایمیل بزنید و یا در قسمت نظرات اعلام كنید


آمار سایت


امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل بازدید ها :
تاسیس سایت : 18/06/84
بیشترین آنلاین : 93
Subscribe Share/Save/Bookmark Add to Technorati Favorites Add to any service softestan technorati Page Ranking Tool







تبلیغات



پیام های بازرگانی

 تمام حرفهای فیروز کریمی(بمب خنده) | زنگ تفریح ,

روزى كه من به مشهد رفتم خبر دادند كه استادیومى در حال ساخت است كه یكى از بى نظیرترین استادیوم هاى ایران خواهد بود. برایم خیلى جالب بود رفتم دیدم در بهترین استادیوم ایران یك كارگر افغانى با بیل در حال فعالیت است، بعد از شش سال دوباره براى مربیگرى ابومسلم به مشهد رفتم كه سراغ ورزشگاه را گرفتم گفتند همچنان در حال ساخت است، یك روز كه بیكار بودم به استادیوم رفتم كه دیدم آن كارگر افغانى كه حالا تبدیل به پیرمردى شده بود با همان بیل در حال كار كردن است. بنده خدا پیرمرد بیلش كلا ساییده شده بودن و با دسته بیل مشغول شخم زدن بود.
***
آقاى پورحسن مد یركل تربیت بدنى خراسان زحمات زیادى مى كشند تا ورزش درآمد زا باشد، ایشان براى درآمد زایى در زمین سوزن ته گرد مى كارند و با آبیارى آن ها در دراز مدت میخ طویله از زمین درو مى كنند، این واقعیت نشان مى دهد ایشان چقدر در مدیریت خود درآمدزا هستند چرا كه هیچ كسى به فكر تولید میخ طویله از طریق كاشت سوزن ته گرد نیست.
***
نمى دانم چرا همیشه اتفاقات نادر براى من رخ مى دهد براى تمرین با ابومسلم به زمین شماره یك استادیوم تختى رفته بودیم كه دیدم چمن زمین بلند است، وقتى از مسؤول زمین پرسیدم گفتند رحیم میراب چمن را خوب كوتاه نكرده براى همین او را صدا زدم و گفتم كه زمین چمن را تو كوتاه كردى گفت بله من هم یك سیلى آب دار به صورت او زدم تا او بفهمد از این به بعد باید به اندازه اى كه لازم است چمن را كوتاه كند.
***
براى من روزنامه ها اصلا مهم نیستند. آنها هرچه مى خواهند مى نویسند. شما بازیكنان شاید برایتان جالب باشد كه روزنامه اى عكس شما را چاپ كند و با شما مصاحبه كند اما من روزنامه اى كه با شما صحبت كرده و پوسترشما را چاپ كرده با پایم بلند نمى كنم. فكر مى كنید این روزنامه ها به چه دردى مى خورند تنها به درد سبزى فروش ها و شیشه پاكن ها!
***
ابراهیم تهامى نیاز شدیدى به ارشاد داشت هر وقت من قصد داشتم جلو بروم تا از لب خط تیم را به جلو فرابخوانم او زودتر از من مى رفت براى همین یك دفعه شور عجیبى مرا در بر گرفت و با ضربه اى محكم به پشت گردنش زدم تا سكندرى به زمین بخورد تا از این به بعد بفهمد كه هر وقت من به جلو مى روم او عقب بیاید.
***
بلندگوهاى ورزشگاه سلیمى كیا كرمان زمانى كه همه بیرون رفته بودند شروع به كار كرد و فردى از پشت بلندگو داد مى زد تماشاگران فهیم به تیم میهمان فحش ندهید كه من وقتى به داخل زمین رفتم دیدم چند كلاغ تنها در ورزشگاه حضور دارند كه تازه متوجه شدم گوینده استادیوم براى كلاغ ها صحبت مى كند.
***
اگر تمام جریمه هایى كه من به كمیته انضباطى پرداخت كرده ام را حساب كنید مى بینید كه سه دانگ از شش دانگ فدراسیون باید به نام من سند زده شود، نمى دانم دوستان چگونه در قیامت مى خواهند جواب مرا بدهند. من ذره اى از سهم خود كوتاه نمى آیم و تا عمر دارم مى گویم كه سه دانگ از فدراسیون مال من است.
***
درست در دقیقه ۲۰ بازى استقلال اهواز با كشت و صنعت شوشتر بود كه دیدم گوسفندى از كنار پایم به داخل زمین رفت، به فاصله یك دقیقه نزدیك به ۲۰۰ گوسفند داخل زمین بودند. ناظر فدراسیون در آستانه سكته بود كه من تمام بازیكنانم را به صف كردم تا با حركت انتحارى گوسفندان را به بیرون از چمن هدایت كنیم. گوسفندان خیلى زرنگ بودند و دست مرا خواندند كه من سریع تغییر تاكتیك دادم تا موفق شدم آنها را از زمین بیرون كنم.
***
زمانى كه در شهاب زنجان بودم مهدى ثابتى در بازى اشتباه بچگانه اى كرد كه به او گفتم برو خانه كه داور اجازه خروج به او نداد و خودم وارد عمل شدم و با دوى ۱۰۰ متر به دنبال او رفتم كه وى براى حفظ جانش از در دیگر استادیوم به داخل خیابان رفت. من هم كه نمى خواستم جلوى این بازیكن كم بیاورم به دنبال او رفتم و تا آخر شب در تعقیب و گریز بودم كه پس از چند ساعت بالاخره او توانست فرار كند. وقتى برگشتم استادیوم گفتند همه رفتند خوابیدند و تنها شما بیدارید. ساعت را كه نگاه كردم دیدم ۳ صبح است.
***
شاه حسینى اگر مرا سه هفته یك بار نبیند مریض مى شود براى همین كه علاقه بسیارى به سلامت او دارم قصد دارم هر دو هفته یكبار به كمیته انضباطى سرى بزنم تا شاه حسینى نگران من نشود.
***
به كمیته انضباطى گفتم براى خرید پژو ۴۰۵ به باشگاه استقلال رفتم. متاسفانه آقاى فتح الله زاده دندان گردى كرد كه من به او گفتم اگر دوست دارى ماشین را به موزه ببرى به من نفروش اما اگر قصد این كار را ندارى لطف كن و با قیمت مناسب ماشین را به من بفروش اما برخى دوستان كه قصد داشتند ماشین را از چنگ فتح الله زاده دربیاورند مدعى شدند من براى عقد قرارداد براى سرمربیگرى استقلال به دفتر فتح الله زاده رفتم.
***
وقتى یكى از روزنامه هاى ورزشى را به من دادند گفتم این روزنامه انستیتو زیبایى را تبلیغ مى كند یا بنگاه فروش ابرو و چشم است كه به من گفتند لیست فروش استقلال است و این چشم و ابروى بازیكنان مازاد استقلال است كه با لبخند گفتم این نقاشى چشم چشم دو ابرو است نه روزنامه ورزشى!

***
پیروز قربانى را براى این بیرون كردم كه خبرنگارانى كه ذائقه شعر و شاعرى دارند را پیدا كنم، روزى كه به پیروز گفتم از فردا نیا، فردا روزنامه ها را كه دیدم متوجه شدم تمام خبرنگاران شاعر هستند چون با فونت درشت تیتر زده بودند پیروز فیروز را اخراج كرد. از آنجا به بعد متوجه شدم اگر روزنامه هاى ایران بسته شوند تعداد شعرا افزایش مى یابد.

نوشته شده توسط یاسین قاسمی در چهارشنبه 5 فروردین 1388 و ساعت 12:53 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات ()

 ده داستان كوتاه | زنگ تفریح ,

داستان 1:عاقبت دروغ
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.
آنها به استاد گفتند: « ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»…..استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد بیایند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند….آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند…..سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتیازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سوال این بود:
« کدام لاستیک پنچر شده بود؟»….!!!!

داستان 2:سگ باهوش
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود” لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین” . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و رفت .
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .
اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.
سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیداری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!
نتیجه اخلاقی :
اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.
دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است.
سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.
پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم.

داستان3:ملانصرالدین
ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌كرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست می‌انداختند. دو سكه به او نشان می‌دادند كه یكی شان طلا بود و یكی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سكه نقره را انتخاب می‌كرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سكه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سكه نقره را انتخاب می‌كرد. تا اینكه مرد مهربانی از راه رسید و از اینكه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این كلك چقدر پول گیر آورده‌ام.
((اگر كاری كه می كنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشكالی ندارد كه تو را احمق بدانند))

داستان 4:عشق و زیبایی
مندلسون، پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بسیار كوتاه و قوزی بد شكل بر پشت داشت
موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد كه دختری بسیار دوست داشتنی به نام فرومتژه داشت. موسی در كمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهر و هیكل از شكل افتاده او منزجر بود
زمانی كه قرار شد موسی به شهر خود بازگردد، آخرین شجاعتش را به كار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده كند. دختر حقیقتاً از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت، ولی ابداً به او نگاه نكرد و قلب موسی از اندوه به درد آمد. موسی پس از آن كه تلاش فراوان كرد تا صحبت كند، با شرمساری پرسید
آیا می دانید كه عقد ازدواج انسانها در آسمان بسته می شود؟
دختر در حالی كه هنوز به كف اتاق نگاه می كرد گفت
بله، شما چه عقیده ای دارید؟
من معتقدم كه خداوند در لحظه تولد هر پسری مقرر می كند كه او با كدام دختر ازدواج كند. هنگامی كه من به دنیا آمدم، عروس آینده ام را به من نشان دادند، ولی خداوند به من گفت
همسر تو گوژپشت خواهد بود
درست همان جا و همان موقع من از ته دل فریاد برآوردم و گفتم
اوه خداوندا! گوژپشت بودن برای یك زن فاجعه است. لطفاً آن قوز را به من بده و هر چی زیبایی است به او عطا كن
فرومتژه سرش را بلند كرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید
او سالهای سال همسر فداكار موسی مندلسون بود.

داستان 5:حکایت
چند روز پیش، خانم یولیا واسیلی یونا، معلم سر خانه ی بچه ها را به اتاق كارم دعوت كردم. قرار بود با او تسویه حساب كنم. گفتم:
ــ بفرمایید بنشینید یولیا واواسیلی یونا! بیایید حساب و كتابمان را روشن كنیم… لابد به پول هم احتیاج دارید اما مشاءالله آنقدر اهل تعارف هستید كه به روی مباركتان نمی آورید… خوب… قرارمان با شما ماهی ۳۰ روبل…
ــ نخیر ۴۰روبل… !
ــ نه، قرارمان ۳۰روبل بود… من یادداشت كرده ام… به مربی های بچه ها همیشه ۳۰ روبل می دادم… خوب… دو ماه كار كرده اید…
ــ دو ماه و پنج روز…
ــ درست دو ماه… من یادداشت كرده ام… بنابراین جمع طلب شما می شود ۶۰ روبل… كسر میشود ۹ روز بابت تعطیلات یكشنبه… شما كه روزهای یكشنبه با كولیا كار نمی كردید… جز استراحت و گردش كه كاری نداشتید… و سه روز تعطیلات عید…
چهره ی یولیا واسیلی یونا ناگهان سرخ شد، به والان پیراهن خود دست برد و چندین بار تكانش داد اما… اما لام تا كام نگفت!…
ــ بله، ۳ روز هم تعطیلات عید… به عبارتی كسر میشود ۱۲ روز… ۴ روزهم كه كولیا ناخوش و بستری بود… كه در این چهار روز فقط با واریا كار كردید… ۳ روز هم گرفتار درد دندان بودید كه با كسب اجازه از زنم، نصف روز یعنی بعد از ظهرها با بچه ها كار كردید… ۱۲ و۷ میشود ۱۹ روز… ۶۰ منهای ۱۹، باقی میماند ۴۱روبل… هوم… درست است؟
چشم چپ یولیا واسیلی یونا سرخ و مرطوب شد. چانه اش لرزید، با حالت عصبی سرفه ای كرد و آب بینی اش را بالا كشید. اما… لام تا كام نگفت!…
ــ در ضمن، شب سال نو، یك فنجان چایخوری با نعلبكی اش از دستتان افتاد و خرد شد… پس كسر میشود ۲ روبل دیگر بابت فنجان… البته فنجانمان بیش از اینها می ارزید ــ یادگار خانوادگی بود ــ اما… بگذریم! بقول معروف: آب كه از سر گذشت چه یك وجب، چه صد وجب… گذشته از اینها، روزی به علت عدم مراقبت شما، كولیا از درخت بالا رفت و كتش پاره شد… اینهم 10 روبل دیگر… و باز به علت بی توجهی شما، كلفت سابقمان كفشهای واریا را دزدید… شما باید مراقب همه چیز باشید، بابت همین چیزهاست كه حقوق میگیرید. بگذریم… كسر میشود ۵ روبل دیگر… دهم ژانویه مبلغ ۱۰ روبل به شما داده بودم…
به نجوا گفت:
ــ من كه از شما پولی نگرفته ام… !
ــ من كه بیخودی اینجا یادداشت نمی كنم!
ــ بسیار خوب… باشد.
ــ ۴۱ منهای ۲۷ باقی می ماند ۱۴…
این بار هر دو چشم یولیا واسیلی یونا از اشك پر شد… قطره های درشت عرق، بینی دراز و خوش تركیبش را پوشاند. دخترك بینوا! با صدایی كه می لرزید گفت:
ــ من فقط یك دفعه ــ آنهم از خانمتان ــ پول گرفتم… فقط همین… پول دیگری نگرفته ام…
ــ راست می گویید ؟… می بینید ؟ این یكی را یادداشت نكرده بودم… پس ۱۴منهای ۳ میشود ۱۱… بفرمایید اینهم ۱۱ روبل طلبتان! این۳ روبل، اینهم دو اسكناس ۳ روبلی دیگر… و اینهم دو اسكناس ۱ روبلی… جمعاً ۱۱ روبل… بفرمایید!
و پنج اسكناس سه روبلی و یك روبلی را به طرف او دراز كردم. اسكناسها را گرفت، آنها را با انگشتهای لرزانش در جیب پیراهن گذاشت و زیر لب گفت:
ــ مرسی.
از جایم جهیدم و همانجا، در اتاق، مشغول قدم زدن شدم. سراسر وجودم از خشم و غضب، پر شده بود. پرسیدم:
ــ « مرسی » بابت چه ؟!!
ــ بابت پول…
ــ آخر من كه سرتان كلاه گذاشتم! لعنت بر شیطان، غارتتان كرده ام! علناً دزدی كرده ام! « مرسی! » چرا ؟!!
ــ پیش از این، هر جا كار كردم، همین را هم از من مضایقه می كردند.
ــ مضایقه می كردند ؟ هیچ جای تعجب نیست! ببینید، تا حالا با شما شوخی میكردم، قصد داشتم درس تلخی به شما بدهم… هشتاد روبل طلبتان را میدهم… همه اش توی آن پاكتی است كه ملاحظه اش میكنید! اما حیف آدم نیست كه اینقدر بی دست و پا باشد؟ چرا اعتراض نمیكنید؟ چرا سكوت میكنید؟ در دنیای ما چطور ممكن است انسان، تلخ زبانی بلد نباشد؟ چطور ممكن است اینقدر بی عرضه باشد؟!
به تلخی لبخند زد. در چهره اش خواندم: « آره، ممكن است! »
بخاطر درس تلخی كه به او داده بودم از او پوزش خواستم و به رغم حیرت فراوانش، ۸۰ روبل طلبش را پرداختم. با حجب و كمروئی، تشكر كرد و از در بیرون رفت… به پشت سر او نگریستم و با خود فكر كردم: « در دنیای ما، قوی بودن و زور گفتن، چه سهل و ساده است!

داستان 6:آرامش
پادشاهی جایزهء بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.
آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.
اولی ، تصویر دریاچهء آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ، و اگر دقیق نگاه می کردند ، در گوشه ء چپ دریاچه ، خانه ء کوچکی قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.
تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود.
این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجهء پرنده ای را می دید . آنجا ، در میان غرش وحشیانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکی ، آرام نشسته بود.
پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جایزه ء بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :
” آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است.”

داستان 7:پیرزن
هیچ وکیلی نبایستی از مادر بزرگ اهل می سی سی پی بپرسد مگر برای پاسخ آماده باشد. دریک دادگستری در یک شهر کوچک جنوبی دادستان اولین شاهد خود را به جایگاه خواند که مادر بزرگ و پیرزنی سالخورده بود. او به جایگاه نزدیک شد و پرسید: «خانم جونز، شما مرا می شناسید؟»
پیر زن جواب داد: «چرا، آری، من شما را می شناسم، آقای ویلیامز، من شما را از زمانی که پسر بچه بیش نبودید می شناسم، رک و پوست کنده بگویم، شما یک دردسر بزرگ و باعث خجالت من بوده اید. شما دروغ می گوئید، تقلب می کنید به زنتان خیانت می کنید و مردم را دست می اندازید، پشت سر آنها حرف می زنید. شما فکر می کنید که آدم مهمی هستید درحالیکه مغز ندارید تا فکر کنید که هرگز به اندازه دو ورق پاره هم ارزش نخواهید داشت؛ آری شما را می شناسم»
وکیل که شگفت زده شده بود نمیدانست چکار بکند و با انگشت به آنسوی اتاق اشاره کرد و پرسید «خانم جونز شما وکیل مدافع را می شناسید؟»
بازهم پیرزند پاسخ داد «چرا، آری می شناسم. آقای برادلی را از وقتی جوانی بیش نبود می شناسم. او تنبلی است با سرسختی ها ی خودش، ازجمله مشکل الکلی بودن هم دارد. او حتا قادر نیست یک روابط دوستانه برقرار کند و وکالت او از بدترین ها در این ایالت است. احتیاج به گفتن ندارد که او هم سه بار به زنش خیانت کرده است. یکی ای زنها همسر شما بوده است. آری او را می شناسم.»
وکیل مدافع به حال مرگ افتاد.
قاضی دادگاه هردو رایزن دادگستری را به میز دادگاه فرا خواند و با صدائی بسیار آهسته گفت:
«اگر هریک از شما احمق ها از او در مورد من بپرسید هردو شما را به صندلی الکتریکی محکوم به مرگ میکنم»

داستان 8:مارمولک عاشق
این یك داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده است.
شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد.خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولكی را دید که میخی از بیرون به پایش کوفته شده است.
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد .وقتی میخ را بررسی کرد تعجب کرد این میخ ده سال پیش هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!
چه اتفاقی افتاده؟
مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مونده !!!در یک قسمت تاریک بدون حركت.
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.
تو این مدت چکار می کرده؟چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر با غذایی در دهانش ظاهر شد .!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقی ! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشق به این بزرگی داشته باشد، پس تصوركنید ما تا چه حدی می توانیم عاشق شویم اگر سعی کنیم.

داستان 9:بهشت
یكی بود یكی نبود مردی بود كه زندگی اش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتی مرد همه می گفتند به بهشت رفته است .آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت.
در آن زمان بهشت هنوز به مرحله ی كیفیت فرا گیر نرسیده بود.استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد.دختری كه باید او را راه می داد نگاه سریعی به لیست انداخت و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد.
در دوزخ هیچ كس از آدم دعوت نامه یا كارت شناسایی نمی خواهد هر كس به آنجا برسد می تواند وارد شود .مرد وارد شد و آنجا ماند.
چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه ی پطرس قدیس را گرفت:
این كار شما تروریسم خالص است!
پطرس كه نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده؟ابلیس كه از خشم قرمز شده بود گفت:آن مرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده و كار و زندگی ما را به هم زده.
از وقتی كه رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد…در چشم هایشان نگاه می كند…به درد و دلشان می رسد.حالا همه دارند در دوزخ با هم گفت و گو می كنند…هم را در آغوش می كشند و می بوسند.دوزخ جای این كارها نیست!! لطفا این مرد را پس بگیرید!!
((با چنان عشقی زندگی كن كه حتی اگر بنا به تصادف به دوزخ افتادی… خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند))

داستان10:یک زوج
یك زوج در اوایل ۶۰ سالگی، در یك رستوران كوچیك رمانتیك سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن. ناگهان یك پری كوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ، هر كدومتون می تونین یك آرزو بكنین. خانم گفت: اوووه ! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر كنم. پری چوب جادووییش رو تكون داد و اجی مجی لا ترجی دو تا بلیط برای خطوط مسافربری جدید و شیك در دستش ظاهر شد. حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت: خب، این خیلی رمانتیكه ولی چنین موقعیتی فقط یك بار در زندگی آدم اتفاق می افته ، بنابراین، خیلی متاسفم عزیزم ولی آرزوی من اینه كه همسری ۳۰ سال جوانتر از خودم داشته باشم. خانم و پری واقعا نا امید شده بودن ولی آرزو، آرزوه دیگه !!! پری چوب جادوییش و چرخوند واجی مجی لا ترجی و آقا ۹۲ ساله شد!!!!


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در شنبه 1 فروردین 1388 و ساعت 01:43 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات ()

 تصاویر: ده جهنم به روایت رویترز! | زنگ تفریح ,

پی سی پارسی: فهرست‌های ده‌تایی در ادبیات و ژورنالیسم دنیای مدرن، نماد لیستی از بهترین‌ها و برترین‌هاست و کمتر پیش آمده که به بدترین بپردازد؛ از جمله فهرست جدید «رویترز» برای 10 نقطه از جهان که شما را از رفتن به آنجا نهی می‌کند!

 



مقام اول متعلق است به بندر مورثبی در گینه‌نو که به طور متوسط 115 مورد جدید از ابتلا به ایدز را ماهیانه گزارش می‌کند! بیکاری، دزدی و آدم‌ربایی در پایتخت گینه‌نو بیداد می‌کند! 

 


  

مقام دوم به شهر لینفن در چین می‌رسد با بیشترین آلودگی هوا، در جوار صنایع غیر اصولی و معادن بزرگ ذغال سنگ که ابری از غبار مسموم کک و آلاینده های هوا آسمانش را همیشه تیره نگاه داشته است! 

    


مقام سوم به شهر بوجمبورا در جمهوری برونئی در شرق آفریقا تعلق دارد که فساد و وضع نابسامان اقتصادی آن، پایین‌ترین نرخ رشد اقتصادی جهان را برایش به ارمغان آورده است و شهره به نسل کشی و کشتارهای دسته جمعی است! 

   


  مقام چهارم متعلق است به پیونگ یانگ در کره شمالی، به عنوان شهری که علیرغم ظاهرش، در باطن رژیم مدیریتی و حکومتی استبدادی داشته و فقط یک شبکه رادیو و تلوزیون تحت مراقبت‌های شدید حکومتی دارد و حتی دوچرخه‌سواری نیز در این شهر به دلایل سیاسی! ممنوع است! 

 


 

 مقام پنجم در کمال ناباوری متعلق است به اوکلاهما در ایلات متحده و به خاطر بیشترین مخاطرات بلایای طبیعی. این شهر در کریدور معروفی که بیشترین گردبادهای موسمی در آن می‌وزد، در ماه‌های مارس تا آگوست بیشترین ریسک مسافرت را دارد! 

  


 

شهر چرنوبیل در اوکراین هنوز تبعات آلودگی‌های رادیواکتیویته در دهه نود قرن بیستم را به دوش می‌کشد و با مناطق خالی از سکنه و رودخانه‌ها و دریاچه‌های آلوده‌اش مقام ششم را به خود اختصاص داده است. 

 

  


 

 موگادیشو در سومالی به عنوان بی‌قانون‌ترین شهر هرت جهان! پس از فروپاشی قدرت مرکزی در دهه پایانی هزاره دوم و استقرار واحدهای حافظ صلح، مدت‌های مدیدی است که در رتبه هفتم، از همه برشورهای توریستی و مسافرتی حذف شده است. 

 

 


یاکوتسک در روسیه با طبیعتی سرد و منجمد کننده و فاصله‌ای بسیار دور از مسکو (شش قاچ ساعتی در معیار ساعت جهانی) در تمامی طول سال با دمایی در حدود 32 درجه زیر صفر! به درستی سردترین منطقه مسکونی جهان لقب گرفته و در مقام هشتم، فقط در صورت افت دما به کمتر از میزان یادشده، کودکانش مجاز به تعطیل مدارس هستند! 

 

  


 

 داکا در بنگلادش گرفتار تبعات جنگ‌های داخلی عدم ثبات سیاسی و بلایای طبیعی بوده است ولی فقط به خاطر حد بالای آلایندگی هوا و محیط زیست در اثر توسعه نابسنده صنعتی مقام نهم را به خود اختصاص داده است. 

 

 


بغداد پایتختی در همسایگی که روزی مثل آبادی و امارت نشینی بود، اکنون در آتش سودجویی و جنگ طلبی آمریکا و حامیانش می‌سوزد، پس از جنگ خلیج فارس و به زانو درآمدن دیکتاتور معروفش این شهر به بالاترین آمار سرقت، آدم ربایی و تجاوز به عنف دست یافته است و در این لیست نیز مقام آخر و دهم را پیدا کرده است. 

 


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در سه شنبه 20 اسفند 1387 و ساعت 11:03 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات ()

 هیچ وقت نباید عقب نشینی کرد همیشه امید وجود داره .(بدون شرح) | زنگ تفریح ,


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در دوشنبه 19 اسفند 1387 و ساعت 06:28 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات ()

 بدون شرح!!! | زنگ تفریح ,

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در یکشنبه 18 اسفند 1387 و ساعت 03:52 ب.ظ
ویرایش شده در یکشنبه 18 اسفند 1387 و ساعت 04:05 ب.ظ
لینک ثابت | نظرات ()

 آیا می دانستید؟/عجیب و خواندنی | زنگ تفریح ,

آیامی دانستید فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از 116 سال عمر میکند.


. آیامی دانستید هر آمریکایی به طور میانگین 2 کارت اعتباری دارد.


. آیامی دانستید قلب انسان میتواند خون را 10 متر به بیرون پرتاب کند.


. آیامی دانستید متداولترین نام در دنیا محمد است.


. آیامی دانستید زبان قویترین ماهیچه در بدن است.


. آیامی دانستید روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر یکی است.


. آیامی دانستید ستاره دریایی مغز ندارد.


. آیامی دانستید زنان تقریبا 2 برابر مردان چشمک میزنند.


. آیامی دانستید شما نمیتوانید با حبس کردن نفستان خودکشی کنید.


. آیامی دانستید لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد.


. آیامی دانستید درآمد مایکل جوردن از کمپانی نایک، بیش از درآمد تمام کارکنان این کمپانی در کشور مالزی است.


. آیامی دانستید هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمیشود.


. آیامی دانستید مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست میافتند.


. آیامی دانستید گربه ماهی بیش از 27000 عضو چشایی دارد.


. آیامی دانستید کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوختی که میسوزاند فقط 1.5 متر حرکت میکند.


. آیامی دانستید صندلی الکتریکی را یک دندانپزشک اختراع کرد.

. آیامی دانستید که خوک ها به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند؟


. آیامی دانستید که فندک قبل از کبریت اختراع شد؟


. آیامی دانستید که سالانه 4 هزار نفر غیر سیگاری در اثر همنشینی با افراد سیگاری به سرطان ریه مبتلا شده و جان می سپرند؟


. آیامی دانستید که در زیمبابوه از هر 5 نفر یکی مبتلا به بیماری ایدز است؟


. آیامی دانستید ایران به سی کشور جهان تسهیلات نظامی صادر می کند؟


. آیامی دانستید که هر 13 دقیقه یک کتاب جدید در امریکا منتشر میشود؟


. آیامی دانستید که از جمعیت 6 میلیاردی جهان 5/1 میلیارد نفر از اب اشامیدنی محرومند و 6/1 میلیارد نفر به برق دسترسی ندارند.


. آیامی دانستید که سرطان سینه چنانچه در مراحل اولیه باشد حتی با ماموگرافی
نمیتوان پی به وجود ان برد مگر اینکه چند سال از رشد ان گذشته باشد؟ بد نیست
بدانید مصرف لیمو ترش از ابتلا به بیماری سرطان سینه جلوگیری می کند


. آیامی دانستید که در ایران سالانه 28 هزار نفر در حوادث رانندگی جان خود را از
دست می دهند. این امار در جهان یک میلیون دویست هزار نفر میباشد که نود در
صد ان مربوط به کشورهای جهان سوم میباشد.


. آیامی دانستید که مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند.


. آیامی دانستید که بیشتر هواپیماها صندلی شماره 13 را ندارند.


. آیامی دانستید که اثر سیب در بیدار نگهداشتن افراددرشب بیشتر از قهوه و کافین
است.


. آیامی دانستید که 55درصدسوانح هوایی در زمان نشستن هواپیماو30درصد در
هنگام برخاستن هواپیما رخ می دهد.


. آیامی دانستید که در تایوان بشقاب های گندمی درست میشودوافراد بعد از خوردن
غذابشقاب هایشان را هم می خورند.


. آیامی دانستید که گوش و بینی درتمام طول عمر انسان در حال رشد می باشند و
بزرگتر می شوند.


. آیامی دانستید که آب دریا بهترین ماسک زیبایی پوست می باشد.


. آیامی دانستید که اولین مردمانی که نخ را کشف کردند وموفق به ریسیدن ان شدند
ایرانیان بودند.


. آیامی دانستید که بزرگترین دریای دنیا دریای مدیترانه است و عمیق ترین نقطه ان
به 4330متر میرسد.


. آیامی دانستید که فقط پشه ماده نیش می زند و از پروتین خون مکیده شده جهت
تخم گذاری استفاده می کند.

. آیامی دانستید که هر چشم مگس دارای 10 هزار عدسی است.


. آیامی دانستید مقاومت موش صحرایی در برابر بیآبی بیشتر از شتر است.


. آیامی دانستید جمعیت میمونهای هند بالغ بر 50 میلیون است.


. آیامی دانستید یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم کافی برای کشتن 2200 انسان در اختیار دارد.


. آیامی دانستید 350 هزار نوع کفشدوزک در جهان وجود دارد.


. آیامی دانستید نوشابه های زرد رنگ، زیانبارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند.


. آیامی دانستید شش چپ، اندکی از شش راست کوچکتر است تا فضای کافی برای قرارگیری قلب فراهم آید.


. آیامی دانستید تعداد سلولهای گیرنده بویایی در سگهای معمولی، یک میلیارد و در سگهای شکاری،4 میلیارد عدد است

. آیامی دانستید رشد کودک در بهار بیشتر است.


. آیامی دانستید حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.


. آیامی دانستید در تمام وجود شما بیش از یک مشت گچ (کلسیم) وجود دارد.


. آیامی دانستید هر تکه کاغذ را بیش از 9 بار نمی توان تا کرد.


. آیامی دانستید وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد.


. آیامی دانستید تنها غذایی که فاسد نمی شود عسل است.


. آیامی دانستید حلزون می تواند سه سال بخوابد.


. آیامی دانستید فیل ها قادر به پریدن نیستند.


. آیامی دانستید شن خیس از شن خشک سبکتر است.


. آیامی دانستید تا زمانی که غذا با بزاق مخلوط نشود، مزه اش احساس نمی گردد.


. آیامی دانستید گاو نر کوررنگ است و فقط به حرکت شنلی که گاوباز در جلوی او تکان می دهد حساس است. دیگر فرقی نمی کند شنل چه رنگی باشد.


. آیامی دانستید قدرت بینایی جغد هشتاد و دو برابر انسان است.


. آیامی دانستید فقط قورباغه های نر قورقور می کنند.


. آیامی دانستید لایه ی اوزون فقط به اندازه دو سکه ی روی هم ضخامت دارد.


. آیامی دانستید رازی به غیر از الکل کاشف گوگرد هم هست.


. آیامی دانستید قرنیه چشم انسان خون ندارد.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در یکشنبه 18 اسفند 1387 و ساعت 03:29 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات ()

 جانشینی برای پادشاه/داستان جالب | زنگ تفریح ,

روزی از روزها، پادشاهی سالخورده که دو پسرش را در جنگ با دشمنان از دست داده بود، تصمیم گرفت برای خود جانشینی انتخاب کند.

پادشاه تمام جوانان شهر را جمع کرد و به هر کدام دانه ی گیاهی داد و از آنها خواست، دانه را در یک گلدان بکارند تا دانه رشد كند و گیاه رشد کرده را در روز معینی نزد او بیاورند.

"پینک" یکی از آن جوان ها بود و تصمیم داشت تمام تلاش خود را برای پادشاه شدن بکار گیرد، بنابراین با تمام جدیت تلاش کرد تا دانه را پرورش دهد ولی موفق نشد. به این فکر افتاد که دانه را در آب و هوای دیگری پرورش دهد، به همین دلیل به کوهستان رفت و خاک آنجا را هم آزمایش کرد ولی موفق نشد.

پینک حتی با کشاورزان دهکده های اطراف شهر مشورت کرد ولی همه این کارها بی فایده بود و نتوانست گیاه را پرورش دهد.
بالاخره روز موعود فرا رسید. همه جوان ها در قصر پادشاه جمع شده و گیاه کوچک خودشان را در گلدان برای پادشاه آورده بودند.

پادشاه به همه گلدان ها نگاه کرد.
وقتی نوبت به پینک رسید، پادشاه از او پرسید: پس گیاه تو کو؟
پینک ماجرا را برای پادشاه تعریف کرد...

در این هنگام پادشاه دست پینک را بالا برد و او را جانشین خود اعلام کرد! همه جوانان به این انتخاب پادشاه اعتراض کردند.
پادشاه روی تخت نشست و گفت: این جوان درستکارترین جوان شهر است. من قبلاً همه دانه ها را در آب جوشانده بودم، بنابراین هیچ یک از دانه ها نمی بایست رشد می کردند.

پادشاه ادامه داد: مردم به پادشاهی نیاز دارند که در عین راستگویی و درستكاری با آنها صادق باشد، نه آن پادشاهی که برای رسیدن به قدرت و حفظ آن دست به هر عمل ریا كارانه ای بزند!


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در یکشنبه 18 اسفند 1387 و ساعت 03:26 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات ()

 زنگ تفریح | زنگ تفریح ,

توجه.::.عکس زن آنخ ماهو کاهن معبد آمون لو رفت.::.توجه

سی دی عبور از برزخ!!!

 


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در شنبه 17 اسفند 1387 و ساعت 01:22 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات ()

 عمو پورنگ، رئیس جمهور را ژولیده کرد | زنگ تفریح ,

در مجموعه زنده تلویزیونی عموپورنگ كه برای كودكان از شبكه یك سیما پخش می‌شود، رئیس‌جمهور مورد اهانت قرار گرفت.

به گزارش خبر نیوز ،مجموعه تلویزیونی عمو پورنگ از پربیننده‌ترین برنامه‌های مخصوص كودكان است كه عصر روزهای زوج از شبكه یك سیما پخش می شود.

در جریان پخش این برنامه ، هنگامی كه یك كودك با برنامه تماس می‌گیرد تا با داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) گفتگو كند، مجری برنامه از او سئوال می‌كند كه آیا بچه خوبی است و او پدر و مادرش را اذیت نمی‌كند؟

كه كودك پاسخ می‌دهد بچه خوبی‌ام و پدرم برایم یك عروسك جایزه خریده است‌.

مجری برنامه از كودك سئوال می‌كند عروسك او چیست كه كودك پاسخ می‌دهد عروسك او میمون است و هنگامی كه عمو پورنگ در خصوص اسم عروسك از این كودك سئوال می‌كند او در جواب می‌گوید "پدرم او را احمدی‌نژاد صدا می‌كند".

گر چه به اعتقاد كارشناسان رسانه و مسئولان و برنامه سازان صدا و سیما بروز مسائل و مشكلات مختلف نظیر مورد فوق در برنامه زنده طبیعی است، اما ضروری است تدبیری در این زمینه اندیشیده شود؛ چرا كه تاكنون بارها مواردی از این دست در برنامه‌های زنده از جمله همین برنامه رخ داده كه نمونه‌های آن بیان برخی مسائل خانوادگی از سوی كودكان بوده است.

در یكی از مجموعه‌های عمو پورنگ هنگامی كه مجری برنامه در تماس تلفنی زنده با برنامه از كودك می خواهد گوشی را به پدر یا مادرش دهد كه وی با آنها صحبت كند، كودك اعلام می كند آنها در حال استحمام هستند و همچنین گفته می‌شود؛

در یكی دیگر از قسمت های این برنامه وقتی پورنگ از 2 كودك دو قلو می‌پرسد پدرش پس از بازگشت از سر كار كدام یك از آنها را اول می‌بوسد، یكی از كودكان پاسخ می‌دهد كه پدرشان در بدو ورود به منزل ابتدا مادرشان را می‌بوسد.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در چهارشنبه 7 اسفند 1387 و ساعت 04:01 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات ()

 مرد مهربون/داستان کوتاه طنزآمیز | زنگ تفریح ,

تعدادی مرد در رخت كن یك باشگاه گلف هستند ... .

موبایل یكی از آنها زنگ می زند ,مردی گوشی را بر میدارد و روی اسپیكر می گذارد و شروع

به صحبت می كند.

همه ساكت میشوند و به گفتگوی او با طرف مقابل گوش می دهند !

مرد: بله بفرمایید ...

زن: سلام عزیزم!... منم!... باشگاه هستی؟

مرد:سلام بله باشگاه هستم.

زن: من الان توی فروشگاهم یك كت چرمی خیلی شیك دیدم فقط هزار دلاره میشه بخرم؟

مرد: آره اگه خیلی خوشت اومده بخر .

زن:می دونی از كنار نمایشگاه ماشین هم كه رد میشدم دیدم اون مرسدس بنزی كه خیلی دوست داشتم رو واسه  فروش آوردن خیلی دلم میخواد یكی از اون ها رو داشته باشم ...

مرد:چنده؟

زن:شصت هزار دلار!!!

مرد:باشه اما با این قیمتی كه داره باید مطمئن بشی كه همه چیزش رو به راهه !!!

زن: آخ مرسی یه چیز دیگه هم مونده اون خونه ای كه  پارسال ازش خوشم میومد رو هم واسه فروش گذاشتن  950000 دلاره !!!

مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه میتونی بخرش !

زن: باشه بعدا می بینمت خیلی دوست دارم .

مرد:خداحافظ عزیزم...

مرد گوشی را قطع میكند . مرد های دیگر با تعجب مات و  مبهوت به او خیره میشوند!!!
 
بعد مرد می پرسد: ببخشیداین گوشی مال كیه؟!!!


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در یکشنبه 4 اسفند 1387 و ساعت 02:57 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات ()

 داستان كوتاه مرد و پیله كرم ابریشم - به فارسی و انگلیسی | زنگ تفریح ,

small crack appeared on a cocoon. A man sat for hours and watched carefully the struggle of the butterfly to get out of that small crack of cocoon.

 Then the butterfly stopped striving. It seemed that she was exhausted and couldn’t go on trying. The man decided to help the poor creature. He widened the crack by scissors. The butterfly came out of cocoon easily, but her body was tiny and her wings were wrinkled.

 The ma continued watching the butterfly. He expected to see her wings become expanded to protect her body. But it didn’t happen! As a matter of fact, the butterfly had to crawl on the ground for the rest of her life, for she could never fly.

 The kind man didn’t realize that God had arranged the limitation of cocoon and also the struggle for butterfly to get out of it, so that a certain fluid could be discharged from her body to enable her to fly afterward.

 Sometimes struggling is the only thing we need to do. If God had provided us with an easy to live without any difficulties then we become paralyzed, couldn’t become strong and could not fly.

 

 

شكاف كوچكی بر روی پیله كرم ابریشمی ظلاهر شد. مردی ساعت ها با دقت  به تلاش پروانه برای خارج شدن از پیله نگاه كرد. پروانه دست از تلاش برداشت. به نظر می رسید خسته شده و نمی تواند به تلاش هایش ادامه دهد. او تصمیم گرفت به این مخلوق كوچك كمك كند. با استفاده از قیچی شكاف را پهن تر كرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد ، اما بدنش كوچك و بال هایش چروكیده بود.مرد به پروانه همچنان زل زده بود . انتظار داشت پروانه برای محافظت از بدنش بال هایش را باز كند. اما این طور نشد. در حقیقت پروانه مجبور بود باقی عمرش را روی زمین بخزد، و نمی توانست پرواز كند.

مرد مهربان پی نبرد كه خدا محدودیت را برای پیله و تلاش برای خروج را برای پروانه بوجود آورده. به این صورت كه مایع خاصی از بدنش ترشح می شود كه او را قادر به پرواز می كند.

بعضی اوقات تلاش و كوشش تنها چیزی است كه باید انجام دهیم. اگر خدا آسودگی بدون هیچگونه سختی را برای ما مهیا  كرده بود در این صورت فلج می شدیم و نمی توانستیم نیرومند شویم و پرواز كنیم.


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در یکشنبه 4 اسفند 1387 و ساعت 02:49 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات ()

 بزرگترین سوتی روزنامه جام جام | زنگ تفریح ,

اشتباه خنده دار روزنامه جام جم...!!! عکس زیر در روز بیست و سوم فروردین در ویژه نامه دانش و پزشکی روزنامه جام جم چاپ شد... عکس، آلبرت اینشتین را در حال نوشتن مطلبی روی تخته سیاه نشان می دهد که از این جهت کاملا با موضوع مطلب که درباره نظریه های این دانشمند بزرگ است تناسب دارد.... حال به نوشته روی تخته سیاه توجه فرمایید...

روی تخته به زبان شیرین فینگلیشی نوشته شده است:‌ « عجب غلطی کردم این اتمو راه انداختما!!...بابا محمود جون بی خیال شو جون من!!!». ... و اینگونه بود که برای اولین و شاید آخرین بار جام جم از سیاست های هسته ای احمدی نژاد انتقاد کرد!...البته اشتباها و آن هم از زبان انیشتین


نوشته شده توسط یاسین قاسمی در چهارشنبه 30 بهمن 1387 و ساعت 06:39 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت | نظرات ()


-=-=- برای حمایت از سافتستان روی بنر های زیر تنها یك كلیك بكنید -=-=-


    حقوق این سایت محفوظ است و کپی از آن تنها با ذکر نام مجاز می باشد
All Rights Reserved 2005-2010 © http://www.softestan.com

 Resolution: 1024 * 768


    آدرس:زاهدان - صندوق پستی: 9815648619


منوی اصلی

مدیر سایت

موضوعات


اخبار اینترنت(876)
زنگ تفریح(181)
داستان(91)
دعوتنامه جی میل(1)
اینترنت رایگان(4)
سینما(30)
ترفند یاهو(7)
ترفند(182)
کانال تلویزیون(8)
اینترنت مجانی(1)
اخبار ورزشی(233)
کد جاوا و قالب(25)
بازی(544)
فیلم(633)
موزیک ویدئو(260)
آموزش(46)
کتاب آموزشی(116)
هک اکانت اینترنت(7)
مزاحم تلفنی(7)
هاست رایگان(3)
اینترنت نامحدود(2)
نرم افزار هک(88)
نرم افزار کاربردی(1309)
نرم افزار پرتابل(530)
نرم افزار آنتی ویروس(353)
نرم افزار طراحی لوگو(8)
نرم افزار فشرده ساز(44)
کلیپ و ملودی موبایل(328)
نرم افزار دوربین زنده(13)
آموزش ساخت وبلاگ(3)
نرم افزار رایت و کپی(93)
سیستم عامل ویندوز(87)
سیستم عامل لینوکس(12)
سیستم عامل ویستا(21)
نرم افزار جستجو(5)
نرم افزار تلویزیون و رادیو(37)
نرم افزار دسکتاپ(317)
نرم افزار صدا(132)
نرم افزار تصویر(295)
نرم افزار تلفن(5)
نرم افزار برنامه نویسی(7)
نرم افزار آفیس(28)
نرم افزار سرگرمی(37)
نرم افزار طراحی سایت(15)
نرم افزار مدریت دانلود(116)
نرم افزار گرافیک(367)
نرم افزار مسنجر(61)
نرم افزار مرورگر(45)
نرم افزار فتوشاپ(168)
نرم افزار اینترنت(99)
فروشگاه سایت(11)
تماشای تلویزیون(6)
نرم افزار اتوکد(9)
نرم افزار ایمیل(20)
نرم افزار انیمیشن(50)
آموزش نرم افزار(24)
قرعه کشی(7)
تبلیغات(3)
دامین رایگان(2)
نام و کد شهرهای ایران(1)
اخبار سایت سافتستان(43)
بازی پلی استیشن در رایانه(10)
ویژوال بیسیك(3)
هاست و دامین (3)
آشپزخانه سافتستان(51)
مشکل گشا(11)
نام های اصیل ایرانی(1)
دنیای اتومبیل(140)
آموزش رانندگی(21)
بیوگرافی (35)
سیر و سیاحت(5)
ابزار دی وی دی(44)
زیرنویس فیلم(2)
ابزار وب مستر(75)
پرسش و پاسخ(15)
کار و تجارت(22)
راهنمای خودرو(31)
ارسال اس ام اس(3)
جواب سوالات تبیان(307)
سیدی مجانی(2)
گیاه شناسی(31)
گالری عكس(175)
متن قرآن کریم(114)
حمایت از سایت(1)
مقالات سایت (44)
سافتستان در رسانه ها(16)
فناوری اطلاعات و ارتباطات(18)
آموزش زبان انگلیسی(24)
آموزش اچ تی ام ال(41)
پزشکی(138)
طالع بینی مصری(12)
طالع بینی و فال(17)
زاهدان(18)
روانشناسی(42)
جن و روح(22)
گفته بزرگان(77)
اس ام اس و عاشقانه(147)
مدیر سایت(15)



آرشیو


مرداد 1389 (7)
تیر 1389 (31)
خرداد 1389 (34)
اردیبهشت 1389 (81)
فروردین 1389 (35)
اسفند 1388 (37)
بهمن 1388 (36)
دی 1388 (85)
آذر 1388 (31)
آبان 1388 (39)
مهر 1388 (31)
شهریور 1388 (98)
مرداد 1388 (93)
تیر 1388 (344)
خرداد 1388 (394)
اردیبهشت 1388 (283)
فروردین 1388 (544)
اسفند 1387 (654)
بهمن 1387 (339)
دی 1387 (421)
آذر 1387 (362)
آبان 1387 (356)
مهر 1387 (258)
شهریور 1387 (414)
مرداد 1387 (248)
تیر 1387 (265)
خرداد 1387 (46)
اردیبهشت 1387 (126)
فروردین 1387 (250)
اسفند 1386 (62)
بهمن 1386 (60)
دی 1386 (72)
آذر 1386 (93)
آبان 1386 (101)
مهر 1386 (90)
شهریور 1386 (92)
مرداد 1386 (387)
تیر 1386 (168)
خرداد 1386 (428)
اردیبهشت 1386 (178)
فروردین 1386 (83)
اسفند 1385 (97)
بهمن 1385 (65)
دی 1385 (76)
آذر 1385 (72)
آبان 1385 (58)
مهر 1385 (63)
شهریور 1385 (83)
مرداد 1385 (93)
تیر 1385 (105)
خرداد 1385 (84)
اردیبهشت 1385 (182)
فروردین 1385 (176)
اسفند 1384 (149)
بهمن 1384 (298)
دی 1384 (222)
آذر 1384 (57)
آبان 1384 (44)
مهر 1384 (46)
شهریور 1384 (12)



لینکستان

لینکدونی


مجموعه كارتونی اگی و سوسكها _ پت و مت _ پلنگ صورتی _ ارزان تر از همه جا
مقاله جن شناسی و ارتباط با جنیان
یادم باشد با صدای یاسین قاسمی داغ داغ داغ
بغض
سایت دوستیابی و همسریابی دلبر
خداحافظی یاسین قاسمی + مناجات + داستان زیبا
بیماران قلبی حتما بخونند...خیلی مهم
جدیدترین برنامه های كاربردی در این سایت
هاست مطمئن و ارزان قیمت میخوای؟ كلیك كن خب
فروش مجموعه كتاب های الكترونیكی كامپیوتر فوق العاده كم نظیر
منو شكستن... تكست زیبا از یاسین
سافتستان سه ساله شد...بدو بیا تو جشن و شادی
تماشای بیش از ۲۰۰ دوربین مخفی و زنده در کشورهای مختلف از جمله ایران و اسرائیل
نرم افزار دعاهای ماه مبارک رمضان هدیه سافتستان به تمام مسلمانان
بهترین فرصت شغلی برای بانوهای ایرانی...خیلی جالبه
خدمتی دیگر برای کاربران سایت...تشکر از خانوم هما روستا بازیگر معروف سینما
اینجا عضو بشین و پول پارو کنید...باور نمیکنی؟ خب ثبت نام کن
ابزار پخش زنده رادیو و تلویزیون های اینترنتی ایران 15 كیلوبایت!!!
ترفند جدید: پخش بوق اشغال برای مخاطبین سونی اریكسون
آموزش زبان انگلیسی...اگه میخوای انگلیسی یاد بگیری بیا اینجا رایگان رایگان
معرفی نرم افزار سافتستان توسط سایت آمریكایی...افتخاری دیگر برای سافتستان
پولدار شدن واقعی...صد در صد تضمینی و مطمئن کلیک کن دیگه...میلیونر شوید
انتقاد از كانال هامون سیستان و بلوچستان...بسیار مهم
ده میلیون ایمیل تبلیغاتی مخصوص وب مستر ها و فروشندگان و...
Softestan Farsi Game یه بازی ماشینی تقدیم به ایرانی های عزیز از طرف سافتستان
Softestan Portable Collection هدیه سافتستان به تمام کاربران اینترنت
بزرگ ترین مرکز فروش وی پی ان در سرتاسر ایران
یه سایت توپ پر از مطالب خوب و قشنگ و جذاب و دیدنی
علوم غریبه-متافیزیک-ارواح-ماوراطبیعه-جن
آتش سوزی بزرگ در زیباشهر زاهدان داغ داغ داغ
ترسناک ترین مستند جهان احضار روح و جن
مستند تکان دهنده فقر و فحشا
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم...حامی سایت شوید
طالع بینی مصری...طالع بینی و تحلیل شخصیت بر اساس ماه تولد و دهه
سال ۱۳۸۷ بر تمام شما خوبان مبارک باد
فرصتی استثنائی برای شما عضو شوید و پول دریافت کنید
میخوای آرایشگری یاد بگیری!!!
آموزش سریع زبان انگلیسی 90 روزه
سافتستان در پیام نمای شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران!!!
اسکریپت های زیبا
برای شفای همه بیماران دعا كنیم
سافتستان دو ساله شد!!!
یاسین قاسمی مدیریت سافتستان دانشجو میشود!!! رشته مهندسی کشاورزی
طعم واقعی تجارت الکترونیکی با عضویت رایگان در این سایت
جواب سوالات سایت بزرگ تبیان فقط در این قسمت
آموزش فتوشاپ از مقدماتی تا پیشرفته
دیدن شماره تلفن اشخاص هنگام چت کردن...جدید
اسکریپت تماس بگیرید
عضویت در لاوستان مساوی است با برنده شدن یک جایزه نفیس
مطالب سایت سافتستان در روزنامه ابرار اقتصادی
Links Archive


مطالب گذشته سایت

Copyright © 2005-2010 by Yasin Ghasemi. All rights reserved