1. می
خوام تو رو
می خوام تو رو
که باشی جون بدی تا نمیرم
عزیز هم ترانه
تو واژه ها اسیرم
می خوام تو رو
که باشی تو دم دم نفسهام
تو لحظه های
دردم محکم بگیری دستام
می خوام تو رو
که باشی حتی اگه نباشم
حتی اگه تو
رویات خیال رفته باشم
می خوام تو رو
که باشی گم بشی تو وجودم
حتی وقتی نبودی
من عاشق تو بودم
از من بخواه که
باشم کم نیارم تو دستات
پر پر بشم تو
حس ناز لطیف چشمات
از من بخواه که
باشم بودن یه رنگه موندن
حست کنم تو
رگهام عین ترانه خوندن
از تو می خوام
که باشی باشی و باشه یاور
تو لحظه هام
بمونی تا دم دمای آخر
از تو می خوام
که باشی تا که ترانه باشه
اگه یه روز
بمیرم رو شونه تو باشه
2. به
تو مدیونم
واسه اینکه از
تو دورم به تو مدیونم
واسه کشتم
غرورم به تو مدیونم
تو که حرمت و
شکستی پای عهدت ننشستی
گرچه بازم توی
نیازم لحظه هام بعد می بازم به تو مدیونم
واسه ی چشای
خیسم به تو مدیونم
اینکه از غم می
نویسم به تو مدیونم
اینکه بی جونم
و سردم اینکه بی روحم و زردم
پی آرامشی که
بردی و من پیش می گردم به تو مدیونم
به تو مدیونم
غرورم و شکستی عین شیشه
به تو مدیونم
که کشتی دلم و واسه همیشه
به تو مدیونم
من و دادی به بی بها بهانه
به تو مدیونم
واسه بغض عمیق این ترانه
به تو مدیونم
شکستی حرمت شب و من و ماه
به تو مدیونم
کم آوردی و رفتی اول راه
به تو مدیونم
عزیزم واسه این حال مریضم
اگه مثل برج
سنگی جلوی چشات می ریزم
به تو مدیونم
به تو مدیونم به تو مدیونم
به تو مدیونم
غرورم و شکستی عین شیشه
به تو مدیونم
که کشتی دلم و واسه همیشه
به تو مدیونم
من و دادی به بی بها بهانه
به تو مدیونم
واسه بغض عمیق این ترانه
به تو مدیونم و
دینم ادا می کنم حتما
نشونت می دم چه
رنجی هر چی کردی با من
واسه این که تو
خجالت محبتات نمونم
جونمم می دم و
می بینی پای حرفمم می مونم
3.
جادو
فقط می دونم
حالم خوب نیست
حالم خرابه
انگار یه بغض
نشکسته داره قلبمو پاره پاره می کنه
انگار ، انگار
غریب افتادم تو این دنیا
انگاری هیچکس
جز تو جز من
انگار ، ای
بابا بگذریم اینکه دوست دارم کافیه
همین که دوست
دارم کافیه
یه کاری کردی
به قلبم که بدونت حتی مردن
سخته حتی بی تو
خوبم لذت از زندگی بردن
یه کاری کردی
که از یاد نمی ری حتی یه لحظه
درد عشقت کرده
پیرم اما باور کن می ارزه
دیدن تو گرچه
از دور واسه من یه جور امیده
یه چیزی مثل یه
جادو که بهم رهایی می ده
این مهمه که می
دونم واسه من چقدر عزیزی
من که جام عشق
و دادم چه بنوشی چه بریزی
پیشکشت همه
نفسهام نازنین خوبه همیشه
نیمی از تنم
شدی تو که ازم جدا نمیشه
4. خدا
رو چه دیدی
خدا رو چه دیدی
شاید با تو باشم
شاید با نگاهت
از این غم رها شم
خدا رو چه دیدی
شاید غصه رد شد
دلم راه و رسم
این عشق و بلد شد
هنوز بی قرارم
به یاد نگاهت
نشستم تو بارون
بازم چشم براهت
خدا رو چه دیدی
تو شاید بمونی
شاید غصه
هام تو چشمام بخونی
خدا رو چه دیدی
شاید دل سپردی
شاید عشقمون و
تو از یاد نبردی
هنوز بی قرارم
به یاد نگاهت
نشستم تو بارون
بازم چشم براهت
تو ترسی نداری
از عشق و جدایی
می خوای پر
بگیری به سمت رهایی
برای تو موندن
دلیلی نداره
برات حرف رفتن
شده راه چاره
خدا رو چه دیدی
تو شاید بمونی
شاید غصه هام و
تو چشمام بخونی
خدا رو چه دیدی
شاید دل سپردی
شاید عشقمون و
تو از یاد نبردی
5.
آغوش تو
من و تو آغوشت
بگیر خدا می خوام بخوابم
آخه تو تنها
کسی بودی که دادی جوابم
من و تو آغوشت
بگیر می خوام برات بخونم
روی
زمین چقدر بده می خوام پیشت بمونم
کی گفته باید
بشکنم تا دستم و بگیری
خسته شدم از
عمری غربت و غم و اسیری
کی گفته باید
گریه ی شبام و در بیاری
تا لحظه ای وقت
شریفت و واسم بزاری
توی آغوش تو
آرامش محضه
من و با خودت
ببر حتی یه لحظه
بغلم کن من و
هر بار ببرم دور
ببرم از این
زمین سرد و ناجور
وقتی باید واسه
رها شدن یه بی فروغ بود
واسه آرمش نسبی
کلی حرفای دروغ بود
توی دنیا هر
چیزی قیمتی داره حتی وجدان
اینا رو هیچ جا
ندیدم نه انجیل نه قرآن
وقتی دنیا همه
حرف پوچ و مفته
صدای حق حق تو
از کی شنفته
تو که می گی
پیشمی تا لحظه مرگ
اینکه می گن می
شکنی رنجم می دی بگو کی گفته
توی آغوش تو
دیگه تنها نیستم
هر نفس اسیر
دست غمها نیستم
دیگه عاشقانه
تر از عاشقانم
واسه موندم
دیگه با بها بهانم
توی آغوش تو از
درد خبری نیست
از دروغ و
حرفای زرد اثری نیست
نمی بینی کسی
از هراس نونش
جلو حرف ناثواب
بند زبنوش
6.
شاهزاده
نه می تونم دور
شم از تو نه می تونم که بمونم
من نه شاهزاده
عشقم نه شهاب آسمونم
تو نه هستی و
نه نیستی دیگه خسته ام از خیالات
مونده بی جواب
و مبهم تویه زندگیم سوالات
تو یه رنجی تا
همیشه اگه جون نگیره ریشه
اگه باز بگیره
ریشه اگه یه روزی بدونم
بودن و موندن
یادت واسه قلب عاشق من
که یه عمری
عاشقت بود مثل درد زخم نیشه
نه می تونم دور
شم از تو نه می تونم که بمونم
من نه شاهزاده
عشقم نه شهاب آسمونم
تو که هستی
زندگی هست قدرت هر خستگی هست
میشه دست قسمت
و بست زیر ضربه های لعنت که یه دشمنه تو خلوت
نمیسوزه می
کوبونه هر خیال عاشقونه بود و موندو خوندو نشکست
نه می تونم دور
شم از تو نه می تونم که بمونم
من نه شاهزاده
عشقم نه شهاب آسمونم
نوشته شده توسط یاسین قاسمی در چهارشنبه 15 اردیبهشت 1389 و ساعت 11:35 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
لینک ثابت
|
نظرات ()