مطالب داغ
اول ترسیدم بعد جکى‌چان شدم!
  سافتستان: «بزرگ‌ترین ستاره» «بورت رینولدز» بود. نیم میلیون دلار درآمد داشتم اما او 5 میلیون دلار از بازی‌هایش درمی‌آورد. اینجا بود كه ...
ماجرای رسوایی اخلاقی چارلی چاپلین و فریفتن یک دختر! + عکس
  سافتستان: «چاپلین» سال 1941 عاشق یک بازیگر جوان به نام «جوآن باری» شد که باعث شد ...   «چاپلین» سال 1941 عاشق یک بازیگر ...
Toolkit 4th Collection کتابخانه ای از اسکریپت های جاوا اسکریپت!
 امروزه بسیاری از افكت های جالبی كه در صفحات وب بكار میروند , معمولا بدون استفاده از تگ های Html و به ...
۳D-Doctor v4.0.2
 3D-DOCTOR is an advanced 3D modeling, image processing and measurement software for MRI, CT, PET, microscopy, scientific, and industrial imaging applications. 3D-DOCTOR ...
سکوت «جمشید بسم‌الله» شکست
 جمشید میرابی معروف به جشمید بسم‌الله به بیان سرگذشت خود و تفسیر خاصش از مدیریت اقتصادی کشور از دوران تعدیل تا دوران ...

واکنش پرویز پرستویی به حادثه تلخ اصفهان

دسته بندی: اخبار اینترنت | توسط: یاسین قاسمی | در تاریخ: ۱۹ آذر, ۱۳۹۴
خبرگزاری فارس: واکنش پرویز پرستویی به حادثه تلخ اصفهان

به گزارش سافتستان، پرویز پرستویی بازیگر نام آشنای کشورمان نیز به واقعه ای که برای کودک ۴ ساله کشورمان در اصفهان رخ داد واکنش نشان داد.

پرستویی در این باره نوشت: حتما خبر برخورد غیر انسانی پزشک و پرستار بیمارستان اشرفی خمینی‌شهر با کودک ۵ ساله رو شنیدید. این خبر واقعا تکان دهنده و متاثر کننده است.

داستان کوتاه و واقعی زیر رو بخونید: “دکتر مرتضی شیخ” پولی به عنوان حق ویزیت از مردم نمی گرفت و هرکس هر چه می خواست، در صندوقی که کنار میزش بود می انداخت و چون حق ویزیت دکتر پنج ریال تعیین شده بود (خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آن زمان) اکثر مواقع بسیاری از بیمارانی که به مطب او مراجعه می کردند، به جای پنج ریالی، سرِ فلزی نوشابه داخل صندوق می انداختند تا صدایی شبیه به انداختن سکه شنیده شود…! دختر دکتر نقل می کند :

“روزی متوجه شدم پدرم مشغول شستن و ضدعفونی کردن انبوه سرنوشابه های فلزی است! با تعجب گفتم: پدر! بازی تان گرفته است؟ چرا سرنوشابه ها را می شویید؟! پدر جوابی داد که اشکم را درآورد…ایشان گفت: دخترم، مردمی که مراجعه می کنند باید از سرنوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند. این سرنوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطبم می ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از این ها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضی ها خجالت می کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.” اومدم بنویسم روحش شاد! یک لحظه فکر کردم اگه روح آدمی با قلبی به این بزرگی شاد نباشه، روح کی میخواد شاد باشه؟! بهتر دونستم بنویسم راهش، اندیشه اش و کردارش پر رهرو.

  • Twitter
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Technorati
  • Reddit
  • Yahoo Buzz
  • StumbleUpon

» تبلیغــات