مطالب داغ
چگونگی صحبت درباره مسائل جنسی با فرزندمان در سنین مختلف
  همیشه در زندگی، اولین ها ( اتفاقات، خاطرات، تجارب، تماسها و … ) چه خوب و چه بد، تاثیری عمیق و ماندگار ...
این مرد باکره ۱۴ فرزند دارد + عکس
 این مرد ۳۶ ساله اهل فرمونت کالیفرنیا بدون داشتن حتی یک رابطه جنسی در طول زندگی‌اش صاحب ۱۴ فرزند شده است. ترنت آرسلانت ...
سیمین بهبهانی چشمانش را باز کرد
 پسر سیمین بهبهانی گفت: وضعیت این شاعر که از چهارشنبه پیش (15 مردادماه) تا کنون در کما به سر می‌برد، رو به ...
عکس هایی از تولید شراب های مار و عقرب
  شراب مار و عقرب از جمله نوشیدنیهایی هستند که در کشورهای جنوب شرقی آسیا بیشتر مودر استفاده قرار می گیرند و از ...
زمان واریز یارانه خرداد ۹۳ اعلام شد
 بر اساس اعلام سازمان هدفمندی یارانه ها، یارانه ماه خرداد ۹۳ که نهمین پرداخت یارانه توسط دولت یازدهم محسوب می شود ساعت ...

ریشه خودکشی رابین ویلیامز به روایت همسرش

دسته بندی: روانشناسی و زناشوئی | توسط: یاسین قاسمی | در تاریخ: ۳ آذر, ۱۳۹۴

معمولا وقتی از فراموشی صحبت می شود همه یاد آلزایمر می افتند، در حالی که آلزایمر تنها یکی از انواع فراموشی است و قبل از بحث درباره آلزایمر باید به دمانس (زوال عقل یا خردزدودگ) پرداخت که مردم در اصطلاح عامیانه به آن فراموشی می گویند. البته دمانس فراتر از فراموشی است چون سایر توانایی های مغز هم در آن آسیب می بیند.
ریشه خودکشی رابین ویلیامز به روایت همسرش
به طور کلی، دمانس یعنی تحلیل تدریجی قوای عالی مغز که باعث از دست دادن قدرت فرد در امور اجتماعی، شخصی و خانوادگی می شود و به از بین رفتن استقلال فردی و وابستگی کامل او به دیگران منجر خواهد شد. اگر دمانس ناشی از کم کاری تیرویید یا کاهش ویتامین B12 و اسید فولیک و توموری در مغز باشد، برگشت پذیر است اما همه دمانس ها برگشت پذیر نیستند.

برای اطمینان از مبتلا نشدن سالمند به دمانس آزمون هایی وجود دارد که هر کشوری باید با توجه به نوع جمعیتش تغییراتی در آنها ایجاد کند. در تشخیص دمانس باید از بیمار شرح حال گرفت:

ریشه خودکشی رابین ویلیامز به روایت همسرش

•    درباره کارهایی که قبلا انجام می داد ولی حالا قادر به انجام آن نیست، سوال می شود. مثلا قبلا با کنترل تلویزیون کار می کرد ولی الان نمی تواند البته مشروط بر اینکه بیمار دچار مشکل چشمی نشده باشد و سوال هایی از این قبیل. پس باید دید علت اینکه کاری را انجام نمی دهد، چیست؟

•    باید درباره افسردگی بیمار سوال شود. افسردگی در سالمندان باعث فراموشی می شود. البته این فراموشی با دمانس تفاوت دارد. اضطراب و افسردگی در افراد جوان هم باعث فراموشی و کاهش قدرت تمرکز می شود. خواب و اشتها هم در افسردگی تغییر می کند.

•    بعد از اینکه متوجه شدیم مشکلی در شرایط محیطی و بیماری خاصی در سالمند وجود ندارد و اختلال حافظه بیمار طوری است که پول را نمی شناسد، چند بار راه خانه ای که ۳۰ سال در آن زندگی کرده را گم کرده و به طور کلی اعمال و رفتارهای غیرعادی که تازگی از او سر می زند، متوجه وجود بیماری دمانس در او می شویم. حال باید نوع دمانس را مشخص کنیم.

انواع دمانس

بعد از انجام آزمایش های تکمیلی و گرفتن عکس از مغز بیمار و مشاهده عکسی که در آن حجم مغز بیمار بیش از حد کوچک شده تشخیص دمانس قوی تر می شود، اما نوع دمانس باید مشخص شود چون دمانس انواع مختلفی دارد ولی ۶۰ تا ۷۰ درصد بیماران، دمانس از نوع آلزایمر دارند.

* آلزایمر

شاخص بیماری، اختلال در حافظه کوتاه مدت است و فرد اتفاق های قدیمی را بهتر به یاد می آورد. البته به مرور حافظه درازمدت هم از بین می رود. وقتی بیمار سوالی را مثلا در عرض ۱۰ دقیقه ۲ بار تکرار کند، زنگ خطر است. در آلزایمر اگر بیمار ۲ زبان بداند، زبانی که در کودکی آموخته یا ریان اصلی اوست را دیرتر فراموش می کند. این موضوع نشان می دهد هرچه در کودکی یاد گرفته می شود، ذخیره ای است برای دوران سالمندی. یعنی ظرفیت مغز در کودکی بسیار بالاست و می تواند آن را تا سالمندی حفظ کند.

مبتلایان به آلزایمر قدرت یادگیری موضوع های جدید را از دست می دهند چون هر آموخته ای که وارد مغز می شود به سرعت پاک خواهد شد. افراد مبتلا مرتب وسایلشان را گم می کنند و در محاسبه های مالی مشکل پیدا می کنند. مثلا ممکن است اسکناس  ۵۰ هزار تومانی را به جای ۵ هزار تومانی بدهند. گم شدن بیماران معضل بزرگی برای خانواده هاست.

ریشه خودکشی رابین ویلیامز به روایت همسرش

گاهی بیمار سر از شهر دیگری در می آورد. برای این بیماران باید دستبندهایی تهیه شود که روی آن اسم بیمار و شماره تلفن مراقب او حک شده باشد. عکس و نام آنها باید به پلیس داده شود تا در صورت مفقود شدن بتوانند آنها را پیدا کنند.

اختلال حافظه مراحل اولیه بیماری است. بیماران به تدریج دیگر نمی توانند لباس خود را بپوشند و کارهای شخصی و بهداشت فردی دچار تغییر می شود. آنها اوایل شروع بیماری آلزایمر هوشیارند و می دانند چه اتفاقی پیش رو دارند. به همین دلیل بسیار افسرده و منزوی می شوند و کمتر صحبت می کنند. این بیماران معصومیت کودکانه ای دارند.

درک احساس گرسنگی ندارند و خانواده باید متوجه گرسنگی و تشنگی آنها شوند. آنها به مراقب دائمی نیاز دارند. استحمام آنها بسیار مشکل است چون هنگام استحمام از اینکه در یک محیط بسته قرار می گیرند، می ترسند. استحمام خیلی باید با ملایمت باشد؛ در حمام باز بماند، چراغ روشن باشد و حتما افراد نزدیک این کار را بر عهده بگیرند.

در مراحل آخر بیماری اختلال در تکلم و راه رفتن ایجاد می شود. بیماری آلزایمر سیر طولانی دارد و شاید ۱۵-۱۰ سال طول بکشد.

* دمانس عروقی

در این نوع از دمانس، عروق درگیر هستند؛ یعنی به علت انسداد عروق و در اثر فشار خون بالا، بیماری دیابت و تنگی عروق قلب خون کافی به مغز نمی رسد. در آلزایمر ممکن است دمانس عروقی هم دیده شود. به این نوع از آلزایمر مختلط هم گفته می شود.

* دمانس لوئی بادی

در این بیماران علاوه بر آلزایمر، بیماری پارکینسون هم وجود دارد و بیمار دچار کندی حرکت هم هست. بیماران ممکن است توهمات بینایی (دیدن حیوان، شبح، احساس اینکه حشره ای روی پوست حرکت می کند و…) هم داشته باشند.

* دمانس فرونتوتمپورال

۲ نوع اصلی دارد؛ رفتاری و زبانی. بیمار کارهای نامتعارفی انجام می دهد که قبلا انجام نمی داده یا برعکس هیچ واکنشی به اتفاق های اطراف نشان نمی دهد. مثلا برادرش فوت کرده و اصلا ناراحت نیست. در نوع زبانی بیمار لکنت زیاد دارد و معلوم نیست چه می گوید.

درمان دارویی

درمان دارویی برای رفع اختلالات رفتاری مانند بی قراری، افسردگی، پرخاشگر، بی خوابی صورت می گیرد ولی اختلال مغزی در بیمار باعث می شود نسبت به داروها خیلی حساس باشد. برای دمانس فرونتوتمپورال هنوز داروی موثری کشف نشده ولی برای آلزایمر داروهایی وجود دارد که سیر بیماری را آهسته و شرایط نگهداری را آسان تر می کند.

۴ دارو در حال حاضر برای بیماران مبتلا به آلزایمر تجویز می شود که اثربخشی آنها را سازمان غذا و داروی آمریکا اثبات کرده. داروهای جدید هم در راه است که رسوبات موجود در سلول های مغزی را پاک می کند. این رسوب پروتئینی به نام آمیلوئید است که در حالت عاد باید از مغز خارج شود ولی به تدریج بخش عظیمی از مغز را فرا می گیرد. این دارو در مراحل آخر تحقیقاتی است و اگر بتواند پروتئین رسوب کرده را حل کند یا واکسن آلزایمر ساخته شود، بیماری قابل درمان خواهد شد.

ریشه خودکشی رابین ویلیامز به روایت همسرش

مصاحبه اخیر همسر رابین ویلیامز، نام «دمانس لویی بادیز» را سر زبان ها انداخت

اواخر مردادماه سال ۱۳۹۳ بود که خبر خودکشی رابین ویلیامز منتشر شد؛ خبری که بعد از سپری شدن بهت اولیه، عادی شد. اما حالا زوایای پنهان این اتفاق بعد از گذشت یک سال و اندی بیشتر مشخص شده است. همسر رابین ویلیامز در مصاحبه اخیرش با مجله «پیپل» می گوید دلیل خودکشی آقای بازیگر، افسردگی نبوده: «او به یک نوع بیماری تحلیل برنده سیستم مغزی دچار شده بود. رابین را افسردگی نکشت، بلکه افسردگی فقط یکی از عوارض بیماری او بود که اتفاقا از بقیه عوارضش ضعیف تر بود.»

سوزان، بیماری همسرش را دمانی لویی بادیز (Demantia with Lewy Bodies) عنوان کرده است؛ بیماری ای که نرون های مغز را به مرور از بین می برد و باعث بروز اختلالات حرکتی در بیمار می شود. این بیماری کارکرد سیستم عصبی مغز را به تدریج از بین می برد و در ادامه نه تنها باعث اختلالات حرکتی می شود، بلکه در وضعیت ذهنی فرد هم مشکلاتی ایجاد می کند.

سوزان ویلیامز درباره مدت بیماری همسرش هم می گوید: «این بیماری یک سال آخر عمر سراغ رابین آمده و درگیرش کرده بود و ماه های آخر که به خودکشی ختم شد، علائمش زیادتر شد.» این درحالی است که رابین ویلیامز چند ماه قبل از خودکشی به پارکینسون هم مبتلا شده بود و به گفته همسرش، اختلال در سیستم مغزی تاثیر زیادی روی رفتارش گذاشته بود تا جایی که او با اشتباه گرفتن در خانه، باعث جراحت سرش شده بود.

همسر این بازیگر گفت: «او به خوبی می دانست که دارد عقلش را از دست می دهد و سعی داشت اوضاع را جمع و جور کند تا اینکه یکباره همه چیز فرو ریخت. شاید اگر خوش شانس بود، فقط ۳ سال دیگر دوام می آورد و قطعا این سال ها برایش سخت بودند.»

اینکه بازیگر «جومانجی» افسرده بود و این فقط یکی از دلایل خودکشی منجر به فوت سال گذشته او است، حالا بر کسی پوشیده نیست. هر چند همه این ماجراها و حتی اعتراف خودش به مصرف کوکائین و الکل، چیزی از ارزش های بازیگری او و جوایز اسکار، گلدن گلوب و گرمی کسب شده اش کم نمی کند. اعتیادی که سوزان ویلیامز خلافش را گفته و اعلام کرده همسرش ۸ سال آخر عمرش پاک بوده است.

بازیگری که دنیا را می خنداند و حتی اسپیلبرگ هنگام ساخت فیلم «فهرست شیندلر» بارها با او تماس می گرفت، صدایش را روی بلندگو می گذاشت تا بازیگران و عوامل فیلمش را بخنداند و حال و هوایشان را عوض کند. بازیگری که از فیلم های کمدی تا احساسی و حتی صداپیشگی را می شود در کارهایش دید. همان بازیگر نقش معلمی پرشور که نظم مدرسه را به هم می زد و از شاگردانش می خواست او را «ناخدا» صدا بزنند؛ بالاخره خودش را کشت و نقطه پایانش با نام یک بیماری مغزی گذاشته شد.

  • Twitter
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Technorati
  • Reddit
  • Yahoo Buzz
  • StumbleUpon

» تبلیغــات